به گزارش سلامت نیوز به نقل از هفت صبح، شلوغترین خیابانهای تهران، جایی که صدای بوقها و دود موتورها هر لحظه بیشتر میشود، حقایقی تکان دهنده پشت کلاهکاسکتهای پیکها و اتاقهای وانتهای کنار خیابانی پنهان شده است.
سالهاست که ارگانهای مختلف از شهرداری و راهور گرفته تا انتظامی، از طرحهای مختلف برای ساماندهی پیکهای موتوری و وانت بارهای کنار خیابانها میگویند، اما حقیقت این است که تمام این نقشهها فقط روی کاغذ زیبا به نظر میرسند و در عمل، هرجومرج برنده بیچون و چرای این عرصه است.
امروز دیگر بحث ساده ترافیک یا جریمههای خط ویژه نیست؛ بلکه ما با بحرانی روبهرو هستیم که از مرزهای ترافیکی عبور کرده و به امنیت ملی و اجتماعی شهر تبدیل شده است.
در این میان، داود محمدی، رئیس اتحادیه موتورسواران با صراحت پرده از واقعیتهایی برمیدارد که شاید برای بسیاری تکاندهنده باشد؛گزارشهایی در مورد سرقتهای سازمانیافته توسط پیکهای موتوری وانتیها تا تخلفات اخلاقی و حتی جرایم هولناکی چون تجاوز موتورسواران به مسافران و مشتریان در سطح شهر. وضعیتی که نشان میدهد فعالیت پیکهای موتوری و وانتهای غیرقانونی، دیگر یک «ناهماهنگی شهری» نیست، بلکه یک «بحران امنیتی» است که هر روز ابعاد تازهای به خود میگیرد. او وضعیت تهران در این عرصه را به «بمبئی» تشبیه میکند؛
شهری که در آن قانون، جای خود را به قدرت میدان داده و هر کسی با یک سیمکارت افغانی و یک موتور، صاحب یک کسبوکار بینامونشان شده است. او هشدار میدهد که تا وقتی ارگانهای متولی به جای هماهنگی، پا پس بکشند و ابزار لازم را به مجریان قانون ندهند، نه تنها ساماندهی اتفاق نمیافتد، بلکه هر روز شاهد جنایتهای بیشتری خواهیم بود. از وانتهایی که در لایههای پنهان شهر، تجهیزات مشکوکی چون پهپاد جابهجا میکنند تا پیکهایی که امنیت خانهها را به خطر انداختهاند.
آقای محمدی چند سالی است که وضعیت پیکهای موتوری و وانت بارها به چالشی جدی برای شهرهای بزرگ و بهخصوص تهران بدل شده است. یعنی واقعا نمیشود اینها را ساماندهی کرد؟!
ببینید موضوعی که شما مطرح میکنید درد خود ما هم هست. الان تقریبا 5/2 سال است که در حال رایزنی با استانداری و سایر نهادهای مرتبط هستیم تا به این مسئله ورود پیدا کنند و پشت ما باشند. تنها چیزی که عاید ما شده نامه دادستانی است که در آن تاکید شده از اقدامات ما برای ساماندهی پیکهای موتوری و وانت بارها حمایت میکند. اما در عمل هیچ کدام از نهادهایی که باید به ما کمک کنند پا پیش نمیگذارند. این در حالی است که در عمل وضعیت واقعا بحرانی است.
یعنی وضعیت چطور است؟
مثلا الان شما نمیدانید باری که به یک موتوری میدهید واقعا به مقصد میرسد یا نه؟ یا ما موارد متعددی داریم که براساس آنها، فردی سوار پیک موتوری شده و وی را به اطراف تهران بردهاند و با چاقو تمام اموالش را سرقت کردهاند و به اصطلاح بعد از لخت کردن وی، رهایش کردهاند. همین طور مواردی از سرقت از منازل یا حرکتهای غیراخلاقی یا حتی تجاوز موتورسوارهایی که برای تحویل بار وارد منزل مردم میشوند داریم. خب چه کسی باید راهکار قانونی ساماندهی این پیکها را ابلاغ کند؟ منِ اتحادیه فقط میتوانم روی شرکتهای پیک موتوری دارای مجوز نظارت داشته باشم نه روی پیکهایی که موتورهایشان حتی سند هم ندارد و معلوم نیست راکب آن کیست؟
الان هر کسی با یک سیمکارت افغانی میرود و در اپلیکیشنهای موجود ثبت نام میکند و میشود «پیک» موتوری یا وانتی! خب چه تضمینی برای امنیت مردم در برابر اینها وجود دارد؟ ما تصمیم گرفتهایم اول از همه پیکهای موتوری مغازهها و فروشگاهها و رستورانها و... را ساماندهی کنیم. ولی اینقدر تعداد پیکها زیاد شده که واقعا با اینگونه اقدامات چندان تاثیری نخواهد داشت. تا وقتی که پلیس راهور و شهرداری و سایر متولیان پا پیش نگذارند وضعیت به همین منوال خواهد ماند و کسی حریف پیکها و وانتیها نیست!
یعنی زور شما به آنها نمیرسد؟
زور ما به کی باید برسد؟ مگر این وانتیها یا موتورسوارها جا و هویت مشخصی دارند؟ از طرفی اینها اینقدر مافیایی شدهاند و شبکههای قدرتمندی دارند که حتی منِ رئیس اتحادیه را هم تهدید میکنند و حاضر نیستند تن به قانون بدهند! ما بازدیدهای میدانی زیادی را در سطح شهر انجام میدهیم. من جلوی وانتی را گرفتهام که مدارکش دست من است و از شهرستان «اهر» آن را خریده و آمده اینجا بار جابهجا میکند. ته قیمت وانت قدیمیاش یک میلیارد میشود.
آن وقت باری که داخل ماشین جابهجا میکند بیشتر از 5 میلیارد است! آخر با چه اطمینانی به این افراد بار میدهید؟ من در جنگ 12 روزه به نهادهای امنیتی و نهادهای مرتبط نامه زدم که چرا فکری برای این وانت بارها و پیکها نمیکنید؟ چون اصلا ما اینها را نمیشناسیم و معلوم نیست چه کسانی هستند. مگر نه اینکه همان زمان از پشت تعدادی از اینها پهپاد و وسایل جاسوسی کشف کردند.
مگر نه اینکه ما حکم قضایی برای جمعآوری وانتهای کنار خیابان داریم، پس چرا کسی نمیآید کمک کند برای اجرای این قانون؟ مثل بحث بنزین. چطور یک شب مسئولان میخوابند و صبح میگویند بنزین گران شده است؟ شما بیایید بحث حمل و نقل عمومی را از خودروهای شخصی سوا کنید، بعد بگویید حمل و نقل عمومی مسافری یا باری با نرخ بنزین قدیمی کار کنند و شخصیها با نرخ 10 هزار تومانی. نه اینکه موتورسوار ما مجبور باشد برای جبران افزایش بنزین مصرفیاش روی کرایه بکشد و بعد مشتری شاکی شود.
یعنی شما نمیتوانید از پس ساماندهی پیک موتوریها و وانت بارها برآیید؟
ما فقط میتوانیم اخطار بدهیم. ولی اگر به من اختیار و ابزار اجرایی بدهند ظرف 6 ماه تمام اینها را ساماندهی میکنم. مثلا اول موتورها و وانتهای شخصی را جمعآوری کرده و به پارکینگ منتقل میکنم، بعد از اینکه آنها را احراز هویت کردیم در شرکتهای ثبت شده قانونی تقسیم میکنم. اما همانطور که گفتم کسی پای کار نمیآید.الان بسیاری از این به ظاهر پیک موتوریها ساغی یا کیف قاپ یا مواد فروش هستند. اینها را حتی به زور هم نمیتوانید مجبور به کار کردن در شرکتهای پیک موتوری کنید. چرا؟
چون قانون، سفت و سخت پشت ما نیست. مثل تردد در خطوط ویژه. شما نگاه کنید در ترکیه اتوبوس با سرعت بسیار زیاد در خط ویژه تردد دارد و کسی هم در این خطوط رفت و آمد ندارد. اما ما در اینجا دوربین و سرباز گذاشتهایم اما باز هم حریف موتورسوارها و رانندههای مختلف نمیشویم که از این خطوط تردد نکنند؟ چند وقت پیش در استانداری بحثی مطرح شد در مورد حمایت از موتورهای برقی. من گفتم؛ آقا شما هنوز نتوانستهاید روی چراغهای راهنمایی و رانندگی سطح شهر پنل خورشیدی نصب کنید تا اگر برق رفت ترافیک گره نخورد. حالا شما میخواهید موتورهای برقی را هم به این آشفته بازار اضافه کنید بدون اینکه برای مسائلی مانند تعمیرات یا شارژ آنها و... فکری کرده باشید! واقعیت این است که اصلا قانون در مورد پیکهای موتوری و وانت بارها نداریم.
خب استدلال نهادهای مرتبط برای کم کاری در این حوزه چیست؟
بیشتر حرفشان این است که پیک ها و وانتی ها از این راه نان در می آورند و نباید جلوی کارشان در این شرایط کنونی گرفته شود. در حالیکه این استدلال اصلا درست نیست. مگر مغازه داری که کار نمیکند مالیات نمیدهد؟ اینها نباید بهانهای برای اجرای قانون شود. از آنطرف وقتی طرف میبیند هیچ نهادی مانع فعالیت وی نمیشود، وقیحتر میشود. یک پدیده دیگری هم در حال شکلگیری است که این پیکهای موتوری و وانتی از آنجاییکه برای برآوردن نیازهای اولیه آنها فکری نشده، اکثرا میروند در فضای سبز یا کنار بزرگراهها دستشویی میکنند یا در فصل سرما هر جا که برسند آتش روشن میکنند. خب اینها همه میتواند سلامت و زیبایی شهر را واقعا خدشهدار کند. واقعیت این است که تهران دارد به دهلی شباهت پیدا میکند.
الان که با افزایش موتورسواران زن، پیکهای موتوری با راکبان بانوان هم افزایش پیدا کرده است!
دقیقا. من در همین زمینه هم هشدار دادهام. اضافه شدن بانوان به جمع پیکهای موتوری وضعیت را صد چندان بدتر میکند. الان من جرات نمیکنم با راننده وانتی که زن است چندان بحث و دعوا کنم.چرا؟ چون اکثرا چنان وقیح هستند که نمیشود با آنها دهن به دهن گذاشت! کمااینکه فردا ممکن است به شما انگی هم بزنند!
برآورد شما به عنوان رئیس اتحادیه از تعداد پیکهای موتوری در سطح شهر چقدر است؟
ما الان حدود 400 شرکت ثبت شده داریم که اگر هر کدام 10 پیک هم داشته باشند میشود حدود 400 هزار پیک مجاز. اما برآورد ما این است که چیزی بین 700 هزار تا یک میلیون پیک موتوری (به صورت قانونی یا غیرقانونی) در پایتخت فعالیت دارند.
پس شما معتقدید که ساماندهی این وضعیت بدون همکاری سایر نهادها و متولیان ممکن نیست.
بله. دقیقا. الان میگویند موتورهای سال 83 به قبل پلاک نمیشوند، پس چرا اینها در سطح شهر تردد دارند و بار جابهجا میکنند؟ برای همین معتقدم تا وقتی که بین دستگاههای متولی هماهنگی لازم وجود نداشته باشد، ساماندهی وانت بارها و پیکهای موتوری بیشتر به یک شوخی میماند و بس!

نظر شما